نويسندگان
 



        آثار تاريخي يك عاشق
 



    دوستان عاشق تنها
 



دوستان عاشق
 



وضعيت من در ياهو
 



آمار وب
 



لوگو دوستان
 



     موزيک و ساير امکانات
 
 





دوستت دارم

   

دوستت دارم حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ

در حسرت یافتنت تمام پس کوچه ها را زیر باران قدم بزنم


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 17 | |







خدا

  خواموشی در اين خاموشي راه چراغ اميدم را دزديدند از كه بخواهم نور را؟ در زمين پيدايش نيست در اين هستي پر فريب قلبم را شكستند از كه بخواهم مرهم را؟ مرا هيچ كس نياز نيست ايمان وجودم را نوراني كرد و زخم هايم را مرهم نهاد به راستي هيچ كس

 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 11 | |







بخت

  گاهی گمان نمی کنی ولی میشود

گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دور دعا بی اجابت است

گاهی نخوانده قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 9 | |







شاهکار زندگی

 

درد تنهایی کشیدن

مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفید

شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی...!

و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم 

خریده ام


کارت پستال تنهایی

تو هر چه میخواهی‌ مرا بخوان

دیوانه

خود خواه

بی‌ احساس


نمیــــــــفروشــــــــــم​..!


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 12 | |







روزگار

 

پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند

شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمر طعمه ی روزگار بوده ام !


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 11 | |







پس چرا امروز میسوزم:

 


خدایا


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند


حیف که من زاده ی امروزم


خدایا...


جهنمت فرداست


خدایا


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند


حیف که من زاده ی امروزم


خدایا...


جهنمت فرداست


پس چرا امروز میسوزم!؟؟


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 11 | |







  سبو چون میشود خالی

جدا پیمانه میگردده

به وقت تنگدستی ها

اشنا بیگانه میگردد


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 11 | |







عشق

  با من بیا ای مهربون من

راهی بشو در شهر عشق با من

تو شمع عشق نازنین من

پروانه بودن دور تو با من

 


برچسب‌ها: عشق و زندگی

 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 23 | |







چشم گریون

  سلام دوستان عزیزم شرمنده که نمیتونم زود به زود اپ کنم اما امروز با دو بیت از ترانه ی جدیدم امدم تا نظرتون را در مورد کارم بدونم

و اگر از خواننده های عزیز کسی این کار را پسندید من در خدمتشون هستم

چه ساده رفتی من و جا گذاشتی

قلب من و دادی به دست بارون

رفتی و من موندم و عکس کهنه

با اون نگاه سرد و چشم گریون

 

 

 

 


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 13 | |







سکوت عشق

 

تا حلا شده که نفست به خاظر کسی بگیره و نتونی حرفت را بزنی و اروم از

کنارت بگزره و اشکات مرحم دردت بشه و اروک توی خودت بشکن ؟


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 19 | |







زندگی

  زندگی حکایت مرد یخ فروشی است

که از او پرسیدن فروختی ؟

گفت نخریدند و تمام شد


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 17 | |







زندگی

  زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم

همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک

فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب عمر به سر رفت و به غول سهراب

اب در یک قدمی بود و نمیدانستیم


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 18 | |







بازگشت

  سلام

ذوستان شرمنده که دیر به دیر اپ میکنم

باید من را ببخشید بخدا خیلی دوست دارم زود به زود بیام اما مشکلات نمیزارن

واسم نظر بزارین و خوشحالم کنید مرسی از لطف شما عزیزان


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 20 | |







ازت نقس

   

   گر به هر سوی دنیا روانه بشی

گر تاجی به سر شعر و ترانه بشی

گر ازت نفس خویش نداری به شعر

با قصر سلیمان چو خرابه شوی


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 19 | |







  سلام دوستان

شرمنده که نتوانستم زودتر بیام

بخاطر یک مشکل کوچک اینها از شما دور بودم.واقعا که خیلی سخت بود.

اما حالا برگشتم.نمیدونم هنوزم من را به یاد دارین یا از یاد شما رفتم.

 


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 9 | |







عمر....تقدیم به کسای که از عمر چیزی نفهمیدن

 

توي شبهاي سياه همه ي پنجره ها بر دل من بسته شده

توي اين جاده ي غمگين سكوت پاي تاول زده ام خسته شده

.

.

من كه به خالي عمر توي اين غصه و غم دور خود گرديدم

من كه روز روشنم با شمع بود پس چرا خنديدم پس چرا خنديدم

من كه عمرم به غم و غصه شتابان گزشت من كه گلها چيدام

من كه از زندگي خود سيرم من كه گردش دوار زمين كرد پيرم

من كه ازاتش و خاك من كه از گردش دوار زمين دل گيرم

پس چرا روح به جسمم بدميد پس چرا من ديدم پس چرا من ديدم


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 12 | |







شب بی ستاره

 

 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 16 | |







دنبال عشق

 


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 16 | |







سبب

 

تو اشك چشم خيسم را نديدي و شكستم من

در اين اندوه بي پايان در اين حسرت نشستم من

گلا در دست من پر پر شدن تو ساده رفتي

غم من را نديدي از دلم تو خسته هستي

شب مرگم رسيد و چشم تو در چشم من نيست

دو چشمون ترم را جز تو هيچ كسي سبب نيست


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 9 | |







بخند

 

 بخند به یاد عشق من             بخند به یاد بچگی

  بخند به روی غم بخند             بخند به روی زندگی

   بخند ، تا که زندگی                بشه گلستان و بهار

بخند تا که غصه ها                از قلب تو کنن فرار

  بخند تا که چشم من             به خندهء تو وا بشه

  بخند تا که غصه ها                از قلب تو جدا بشه


 
 

[+] نوشته شده توسط مهدی محمدی در 9 | |



Template Design By : www.TakTemp.com & Developed By www.MihanTheme.com


 

hamrazeeshgh

مهدی محمدی

hamrazeeshgh

http://hamrazeeshgh.blogfa.com

شعرهای عاشقانه

شعرهای عاشقانه

شعرهای عاشقانه

گوهر خود را نزن بر سر هر نا قابلی صبر کن پیداشود گوهر شناس قابلی
اینجا حرف دل یک دل شکسته می باشد پس دل شکستن ممنوع. کاش کسی دل شکستن را نمی دانست ویاد نمیداد.پروانه صفت چشم بر او دوخته بودم.ناگاه به خود امدم و سوخته بودم .خاکستر جسمم به سر شمع فرو ریخت . این بود وفای که من اموخته بودم.دوستان عزیز نظر یادتون نره

شعرهای عاشقانه

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog