تبليغاتX
! شعرهای عاشقانه




شعرهای عاشقانه

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
شاعر وبلاگ
و چه کنم با این زمونه
خلوت خاموش

خلوت خاموش خود را با هق هق كدامي گريه بشكنم

كه ديگر اشكهايم هم مرا ياري نمي كنند

اتش غم هايم را با كدامين اب محبت خاموش كنم

در خفقان بي ياوري به كدام ديوار تكيه كنم

ارزو هايم را به كدام موج گريزان بسپارم

ايا اين موج به سا حل خواهد رسيد

ضربان قلبم را با تيك تيك كدام ساعت هماهنگ كنم

وقتي ساعت ها هم مرا ياري نمي كنند

شعر بي قافيه ام را براي چه كسي بسرايم

وقتي ديگر تو هم مرا ياري نمكي كني

گيتار قلبم را به دست كدام نوازنده بسپارم

وقتي ديگر اهنگي از قلبم بر نمي خيزد

خودم را در كدام اينه نگاه كنم

وقتي اينه ها هم به من درو غ مي گويند

روزهاي باقيمانده عمرم را چگونه سپري كنم

وقتي ديگر لحظه ها هم مرا ياري نمي كنند

رازهاي نگفته ام را با چه كسي در ميان بگذارم

وقتي اينجا محرم رازي نمي يابم


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
دنیای کینه

دنياي ما دنياي كينه

تلافي فكر مردم اره اينه

هيچكس محبت را ندارد درك

همه در راه عشق در ترك

كسي در فكر هم نوع نيست

دليل اينها پس كيست

همه از هم شدن بيزار

همه دلها دل بيمار

همه حرفا حرفه جنگه

چنين بودن برام ننگه

جوانمردي ديگه مرده

همه دلها از غم مرده

برادر را برادر كرد فراموش

همه خشمها هم خشم خاموش


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
عهد گسسته

عهد گسسته

تو از اول هم با من يار نبودي

عاشق لحظه ي ديدار نبودي

پس چرا رو زندگيم تو پا گذشتي

امدي اما تو زود تنهام گذاشتي

تو دين عاشقت را ادا نكرد

تو به عا شقت ديگه وفا نكردي

خيلي زود عهدي كه بستيم و شكستي

خيلي زود رشته عشقمون و گسستي

حالا من موندم و يه قلب ويرون

نمي خوام ببينيم زار و پريشون

تو رفتي و ندانستي كه من اشفته حالم

براي با تو بودن بيقرارم


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
دل شکسته

تو را در جسم خود چون روح ديدم

براي كشتي خود نوح ديدم

اما تو گفتي كه جدايي شده چاره

دلم با رفتن تو شد پاره

اسير تو شدم بيمار گشتم

درون تو پي يك يار گشتم

ندانستم كه هزاران چهره داري

جگر را نيش زني انگار كه ماري

دلي از نفرت وكينه لبريز داري

زباني بس تلخ وتيز داري

تو به دينت نداري اعتقادي

نه انگار مي رسه روز معادي

خجل خواهي شد پيش خدايت

كشي از رفتار خود خجالت


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
بيقرار

بيا بركرد كنارم اره من يه بيقرارم

براي ديدن چشمات هنوزم چشم انتظارم

برا ددين تو دلما ساده شكستم

به اميد با تو بودن يه عمره كه نشستم

شكستم و به پاي عشقت نشستم

حالا به من نگو كه از تو من ساده گذ شتم

گذ شتي از كنار قلب داغون و خسته

اما هرگز نديدي كه دلم بي تو شكسته

غروراين دلا نگيربه بازي

نگو كه با من نمي توني بسازي


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
عشق

در هواي سوختن عشق چه كسي جز پروانه پرپر ميزند

چه كسي جز پروانه دور شمع به سيم اخر مي زند

عاشقان را بگويد ز پروانه خبر دار شويد

تا توانيد كه از خواب غفلت بيدار شويد


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
گذشته

چقدر سخته بدوني يار داري

توشمعي در شباي تار داري

ولي در پشت سر خنجر ببيني

به جاي هر چه گل تو خار چيني

دلت را بشكني بر پاي ياري

كه نيشت ميزند همچون ماري

فداي ان كني دار وندارت

ببيني كه گذشته پائيز وبهارت

ببيني در اخر تو را بر باد داده

برفت از پيش چشمان تو ساده

تو ماني وغم واشفته حالي

براي ديدنش چشم انظاري

ولي هرگز نبينيش تا بميري

ببيني كه جواني رفت وپيري


نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|
چشم انتظار
چقدر سخته بدوني يار داري توشمعي در شباي تار داري ولي در پشت سر خنجر ببيني به جاي هر چه گل تو خار چيني دلت را بشكني بر پاي ياري كه نيشت ميزند همچون ماري فداي ان كني دار وندارت ببيني كه گذشته پائيز وبهارت ببيني در اخر تو را بر باد داده برفت از پيش چشمان تو ساده تو ماني وغم واشفته حالي براي ديدنش چشم انظاري ولي هرگز نبينيش تا بميري ببيني كه جواني رفت وپيري
نويسنده: <-BlogAuthors-> مورخ: 87/06/20 در ساعت: 21
|+|

 


BLOGFA & مهدی شاعر &

">