|
ديگه دل اميد و جاني ندار
ديگه دل تاب و تواني نداره
ديگه دل خسته شد نميتونه
كه كنار تو و عشقت بمونه
نمي خوام بشنوم حرف تو را
تو برو فقط برو تو را خدا
ديگه دل عاشقم خسته شده
ديگه مرغ بال و پر بسته شده
ديگه نكن واسم گري و زاري
نمي توني دلم و به دست بياري

عشق تو پاك نيست و بيمار
ديگه دل از عشق تو بيزار
من ميرم و تو را من جا ميزارم
رو غرور و دل ت پا ميزارم
تو بدون دوست ندارم بي وفا
تو برو فقط برو تو را خدا
|