|
كنار زنده رود بشينم وگذرعمر ببينم
دانم كه روزي ز غم فراق بميرم
ابي كه دگر رفته ز رود باز نيايد
عمری که رفته به سود باز نیاید
عمرم تو داني كه چهار مرحله داره
هستند ،كودكي،جواني،پيري و ميانه
عمر با كودكي اغاز شد و رسيد به جواني
چشم بر هم بزني رفته جواني و تو در سن ميانی
ياد خواهي تو كرد از روزگار جواني
بيني كه عمر رفتهو تو انگشت به دهاني
روزي روحت زتن ميكنه پرواز
تابوت برايت ميشه محرم و دمساز
|