گوهر خود را نزن بر سر هر نا قابلی صبر کن پیداشود گوهر شناس قابلی اینجا حرف دل یک دل شکسته می باشد پس دل شکستن ممنوع. کاش کسی دل شکستن را نمی دانست ویاد نمیداد.پروانه صفت چشم بر او دوخته بودم.ناگاه به خود امدم و سوخته بودم .خاکستر جسمم به سر شمع فرو ریخت . این بود وفای که من اموخته بودم.دوستان عزیز نظر یادتون نره